شبکه چهار - 16 آبان 1404

نسبت "اسناد لانه" با "مدرنیته" (2) (غربزدگان، چرا متعصب تر و بی انصاف تر از غرب؟!)

(نشست شکست یک اندیشه و تجربه های سوخته) - دانشگاه علامه طباطبایی

بسم الله الرحمن الرحیم

سیاست علمی می‌گوید سازش کنید. این هزینه-فایده است. ما می‌گوییم هزینه و فایده را محاسبه کن. فایده این روش برای این ملت بیشتر بود یا هزینه آن؟ این را در طول این ۱۵۰ سال گذشته بررسی کنید. اصلاً آقا موضوع هزینه-فایده است. تجربه است. متافیزیک نه، فقط فیزیک است. به فیزیک سیاست نگاه کن. آیا این نوع دیپلماسی به نفع این ملت بوده است؟ آیا منافع مادی داشته است؟ آقا شما همه‌اش در سیاست خارجی بحث ایدئولوژی نکنید. مسئله منافع ملی را در نظر بگیرید. آقا اصلاً در همه جای دنیا، ایدئولوژی منافع ملی را تعریف می‌کند. در همه جای دنیا منافع ملی تعریف ایدئولوژیک دارد. منافع ملی نقطه مقابل ایدئولوژی آن‌ها نیست. ایدئولوژی آن‌ها منافع ملی‌شان را تعریف می‌کند. الان آمریکا منافع ملی خودش را تعریف ایدئولوژیک کرده است. اصلاً در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، تعریف منافع ملی، تعریفی ایدئولوژیک است. این موضوع در همه جای دنیا صادق است. حالا ایدئولوژی یا درست است یا غلط است. مثل قضیه هسته‌ای است. آمدند گفتند یا چرخ اقتصاد بچرخد یا چرخ هسته‌ای بچرخد. مثل این که هسته‌ای به اقتصاد کاری نداشته است. انگار مثل این که ما مثلاً این سانتریفیوژها را برای آخرت لازم داشتیم. گویی می‌گویند چند تا چرخ سانتریفیوژ داری؟ خدا ان‌شاءالله در آخرت به تو پاداش خیر بدهد. هر چه چرخ‌های سانتریفیوژ تو بیشتر بچرخد، در بهشت به تو بیشتر پاداش می‌دهند. مگر ما چرخ‌های سانتریفیوژ و هسته‌ای را برای آخرت می‌خواستیم؟ این‌ها برای همین دنیا و اقتصاد و برای منافع ملی بود و هست. انرژی هسته‌ای خودش که یک چیز مقدسی نیست. اتفاقاً انرژی هسته‌ای به خاطر منافع ملی محترم بوده و هست. مسئله سوخت، انرژی، کرامت و اقتدار ملی در اقتصاد، در پزشکی، بهداشت، کشاورزی، صنعت، انرژی، سوخت و در مسائل مختلف دیگر مطرح بود. این‌ها بحث منافع ملی بوده است. آقا مگر هسته‌ای یک چیز است و منافع ملی یک چیز دیگر است؟ این‌ها همه جزء منافع ملی بود. علمی به همان مفهوم تجربی است. فقط تجربه است. واقع‌بینی، منافع ملی جیرینگی. ما الان می‌خواهیم این‌جوری حساب کنیم. شما با همین معیار، شکست خوردید یا پیروز شدید؟ این حرف درست بود یا غلط بود؟ این عملی آن.

و به لحاظ نظری آن؛ روش علمی در حوزه سیاست چگونه است؟ روش علمی طبق کدام مبناست؟ جریان ارسطویی می‌گوید روش خاص در حوزه روش علمی، استدلال عقلی به مفهوم ارسطویی است. آن هم می‌گوید عقل، یعنی سیاست عقلی. بعد شما از امثال "توماس هابز" می‌پرسید، او می‌گوید عقلی، بله عقلی منتهی نه به سبک ارسطویی، بلکه به سبک تعریف خاصی از مفاهیم انتزاعی و منطقی به سبک "هابز" است. بعد شما از "جان لاک" و جریان‌های پدران لیبرالیسم، جامعه مدنی و سرمایه‌داری سوال می‌کنید. می‌گوید اندیشه سیاسی او؛ آن هم استدلال عقلی را می‌گوید منتهی بر اساس عقل سلیم و حقوق طبیعی با تعریف خاصی است. بعد شما جلوتر می‌آیید، هگل می‌آید. به هگل می‌گویید عقل؛ آن هم می‌گوید بله عقل. منتهی تعریف هگلی از عقل، عقل کلی، نسبت آن با دولت، و با آزادی متفاوت است. الان چهار مکتب در چهار دوره که هر دو هم در اروپا، هر چهار تا هم در اروپا هستند، همه‌شان گفتند روش علمی در حوزه سیاست، عقل است. آن‌ها چهار تعریف غیرقابل‌جمع از عقل دادند. ارسطویی، هابزی، جان لاک، هگل. همه‌اش هم علم مدرن است. این‌هایی که بعد آمدند جریان نو ارسطویی هستند.

شما می‌گویید فلسفه سیاسی، اساس کار خود را بر پایه یک پیش‌فرض‌ها و فرضیاتی راجع به سرشت انسان گذاشته است. هیچ مکتبی در حوزه علوم سیاسی و علم سیاست و دیپلماسی وجود ندارد که مبتنی بر یک انسان‌شناسی خاصی نباشد. تو صدای آن را درنمی‌آوری. تو انسان‌شناسی‌ات را قایم کردی. می‌گویی ما با انسان‌شناسی کار نداریم، اینجا بحث قدرت است. تو دروغ می‌گویی. محال است که تو از قدرت در حوزه انسان سخن بگویی بدون این که سخن را از تعریف انسان آغاز کنی. قدرت در دست قدرتمند معنا دارد. قدرتمند کیست؟ انسان. آقا سیاست، علم قدرت است. بله. بدون تعریف صاحب قدرت؟ بدون تعریف قوانین حاکم بر قدرت؟ فرمول قدرت را چه کسی می‌خواهد اجرا کند؟ انسان. مگر قدرت خودش یک چیز روی هوا و انتزاعی است؟ قدرت، ثروت! اصلاً قدرت و ثروت اسم است. خود قدرت و ثروت که واقعیت ندارد. قدرتِ بدون مقتدر که وجود خارجی ندارد. قدرت یعنی قادر. ثروت یعنی ثروتمند. قدرت یعنی قدرتمند. قدرتمند و ثروتمند یعنی انسان. انسان کیست؟ انسان چیست؟ قبل از این که کیست؟ چه می‌خواهد؟ چه‌جوری می‌خواهد؟ کجا می‌خواهد برود؟ معیار او لذت است؟ منافع است؟ حق است؟ چیست؟ آقا رشد و پیشرفت است. تعریف پیشرفت چیست؟ در تعریف پیشرفت چند مکتب درست شده است. شما بر اساس کدام حرف می‌زنید؟ نه این‌ها علمی است. تجربی است. کدام تجربی؟ این‌ها ده ایدئولوژی هستند که هر کدام آمدند یک‌جوری پیشرفت را تعریف کردند. شما کدام را می‌گویید؟

اصلاً دعوای فلاسفه سیاسی در خود اروپا در حوزه علوم سیاسی سکولار، اختلاف‌نظرهایشان سر چه چیزهایی است؟ سر سه- چهار سؤال است. سؤال‌ها چیست؟ یک سؤال مثلاً این است که آیا انسان طبعاً فردگراست یا جمع‌گراست؟ این انسان‌شناسی است دیگه. ایدئولوژی‌های مختلف، جواب‌های مختلف دادند. علوم سیاسی مختلف از آن بیرون می‌آید. نگاه اسلامی هم یک‌جور آن است.

آیا انسان مدنی‌بالطبع است یعنی ذاتاً یک موجود سیاسی است یا یک موجود غیرسیاسی است بعد اقتضائات زندگی او را سیاسی می‌کند؟ این هم یک سؤال است. چند مکتب در جواب این سؤال در غرب به وجود آمده است؟ همه‌شان هم سکولار هستند. ولی هیچ‌کدام دیگری را علمی نمی‌داند و قبول ندارد. کدام سیاست مدرن، سیاست علمی، علم سیاست؟ آقا علم است نه ایدئولوژی. این‌ها که همه‌اش ایدئولوژی است. به همان تعریفی که شما از ایدئولوژی می‌گویید.

سؤال سوم: آیا انسان طبعاً موجودی عقلانی است یا غیرعقلانی است؟ یک عالمه مکاتب در همین مکاتب سکولار سیاسی می‌گویند انسان ذاتاً موجودی عقلانی است؛ یکی می‌گوید اصلاً عقلانی نیست. آیا انسان مختار است یا مجبور است؟ آزاد است یا مجبور است؟ آیا انسان اصلاً کمال‌پذیر است یا کمال‌پذیر نیست؟ همین انسان موجود را باید به رسمیت بشناسی. تو هی صحبت از تکامل انسان نکن. خب این‌ها چهار- پنج سؤال است. فلسفه‌های مختلف سیاسی در جواب به همین سؤال‌ها در خود غرب به وجود آمده است. همه‌شان هم گفتند ما علمی هستیم، جواب من علمی است، بقیه علمی نیستند. شما مقدمات و مفروضات هر کدام از این دیدگاه‌ها را قبول کنی، به نتایج دیگری می‌رسی. طبق هر کدام از این‌ها ماهیت دولت یک‌جور دیگری تعریف می‌شود. از او می‌پرسی دلیل آمریت و اطاعت، حق‌الطاعه و حق حاکمیت چیست؟ هر کدام از این‌ها و به هر کدام از این سؤال‌ها هر جوابی بدهی، استدلال تو در این جواب به این پرسش عوض می‌شود.

غایات زندگی سیاسی چیست؟ اصلاً ما چرا دور هم جمع می‌شویم، دولت تشکیل می‌دهیم، ملت می‌شویم؟ یک واحد سیاسی تشکیل می‌دهیم؟ به این سؤال باید جواب بدهید. هر جوابی که آنجا دادید، جواب این پرسش فرق می‌کند. من این را عمداً دارم اینجا به شما عرض می‌کنم که کلاهتان را برندارند. آقا بله دو جور است: سیاست علمی یا سیاست ایدئولوژیک. منافع یا ارزش‌ها. دانش یا ارزش. این دوقطبی‌ها کلاهبرداری است. خودشان همه این کارها را می‌کنند. شما هر تعبیری از ماهیت دولت بکنید، نتیجه آن برمی‌گردد به این که چه تعریفی از غایات و اهداف زندگی، از جمله زندگی سیاسی کردید. اگر تو به او جواب ندهید که اصلاً زندگی چیست، زندگی سیاسی چیست، سعادت و شقاوت بشر چیست، تعریف انسان چیست، چطوری می‌توانید بگویید بهترین شکل دولت کدام است؟ بهترین دولت، دولت خوب، حاکمیت خوب، حکومت خوب، چه نوع حکومتی است؟ اصلاً خوب و بد را از کجا تشخیص می‌دهید؟ باید آن‌ها را، مبانی‌اش را بدانی چیست. بعد می‌آیی سراغ شیوه دستیابی به دولت خوب در علوم سیاسی بحث می‌کنید.

پس شما هم فلسفه سیاسی داری یا الهی است یا غیرالهی است. علوم سیاسی‌ات هم یا دینی الهی است یا غیرالهی است. هر کدام هم شُعبی دارد. هم در آن توصیف است هم توصیه است. با هر مبنایی، یک توصیف خاصی از ماهیت دولت و منشأ دولت خواهی داشت و هم توصیه‌های خاصی خواهی کرد. توصیه‌های لیبرال با توصیه‌های فاشیستی با توصیه‌های مارکسیستی متفاوت است. توصیه اشعری با توصیه علوی متفاوت است. توصیه دینی با غیردینی متفاوت است چنان‌که توصیف‌هایشان هم متفاوت است. یک جاهایی هم مشابه است. این‌ها نکاتی است که من می‌خواستم خواهش کنم خواهران و برادران عزیزم به آن توجه کنند.

اَشکال مختلف طبقه‌بندی اتفاقات سیاسی، الان چون بحث همین است. این تعبیر محافظه‌کار و اصلاح‌طلب، این‌ها تابع تقسیم‌بندی‌های غربی بر همین اساس است. محافظه‌کار، محافظان وضع موجود هستند. اصلاح، رفرم، یعنی تغییر وضع موجود. چه چیزی اصلاح است، چه چیزی افساد است؟ باید بگویید چه چیزی فاسد است چه چیزی صالح است. چه چیزی خوب است چه چیزی بد است. از کجا بفهمیم چه کسی اصلاح‌طلب است چه کسی افسادطلب است؟ از کجا بفهمیم چه کسی محافظه‌کار است؟ محافظت از وضع موجود و منافع خودشان را می‌خواهد بکند؟ چه کسانی نیستند؟ اصلاً این تقسیم محافظه‌کار و اصلاح‌طلب، چنان‌که قبل از آن تقسیم چپ و راست، این‌ها ریشه‌های ایدئولوژیک دارد. اصلاً این‌ها تعریف ایدئولوژیک در اروپا داشته است.

می‌دانید که چپ و راست از پارلمان فرانسه شروع شد که جناح چپ پارلمان، طرفداران رعایا و این‌ها می‌نشستند. راست پارلمان، اشراف می‌نشستند. خب راست و چپ در فرانسه یک‌جوری تعریف شده است. یک تعریف کاملاً ایدئولوژیک و طبقاتی است. بعد در دنیا از آن‌ها برداشتند کپی درآوردند! الان در ایران اصلاً ما نمی‌فهمیم چپ و راست چیست. شیرتوی‌شیر است. چپ‌ها راست هستند، راست‌ها چپ هستند. اصلاً معلوم نمی‌شود چه کسی به چه کسی است! باید از روی طبقه‌بندی فامیلی و قبیله‌ای و این‌ها بفهمی که کی به کیست! از حرف که معلوم نمی‌شود چه کسی چه چیزی می‌گوید. کلاً شیرتوی‌شیر است. حالا تعبیر محترمانه‌اش است. چون معیار تو غلط است. یک عده انقلابی آرمان‌گرای ایدئولوژیک افراطی هستند، یک عده هم در برابر آن‌ها، علمی و واقع‌گرا و دنبال منافع ملی هستند. ریشه این تقسیم‌بندی اینجاست. یک) این ریشه غیردینی است یعنی غلط است. دو) دروغ است. این‌ها دانش را از ارزش تفکیک نکردند. کاملاً جانب‌دارانه، متعصبانه، با ارزش‌های خودشان سراغ هر دانشی از جمله علوم سیاسی، علوم انسانی و بالأخص علوم سیاسی، حقوق، تعلیم و تربیت و این‌ها می‌روند. حتی سراغ فیزیک و شیمی هم همین‌طور می‌روند.

ببینید یک وقت یک کسی در فیزیک هسته‌ای اول چیزی که به ذهنش می‌آید استفاده کند، می‌گوید در حوزه پزشکی، کشاورزی، انرژی. یک جریانی اولین باری که به انرژی هسته‌ای به فرمول آن دسترسی پیدا می‌کند، به فکر بمب اتم می‌افتد. خب این دو تمدن است، دو رویکرد است. دو نوع ارزش‌گذاری است. هیتلر دنبال بمب هسته‌ای بود داشت به آن می‌رسید. شکست خورد، روس‌ها و آمریکایی‌ها مهندس‌های آلمانی و آزمایشگاه‌های آلمان به آن رسیدند چون او داشت هم موشک و هم فضاپیما و هم بمب اتم می‌ساخت،. این‌ها به آن رسیدند. نصف این مهندس‌ها و تشکیلات‌ها و کارخانه‌ها را روس‌ها به مسکو بردند، نصفش را هم آمریکایی‌ها بردند. به ‌جای این که بگویند جنگ که تمام شد، انرژی هسته‌ای آلمان‌ها داشتند به آن می‌رسیدند، حالا بیایند برای ما مهندس‌های آلمانی؛ برای هر دو این‌ها مهندس‌های آلمانی دادند. بیایند از این انرژی هسته‌ای استفاده کنند. اول چیزی که به فکرشان رسید، جفت‌شان این بود که سریع بمب اتم! تا آن را هم رسید آزمایش کرد. جنگ تمام شده بود، ژاپنی‌ها داشتند تسلیم می‌شدند، گفت حالا عیب ندارد بزنید. ما بمب اتم را برای گذشته نمی‌خواهیم، برای آینده می‌خواهیم. بزنید که معلوم بشود همه بفهمند رئیس کیست! خب این دوتا تفکر است. حتی با فیزیک هم می‌شود مواجهه رحمانی یا شیطانی داشت. با فیزیک هسته‌ای می‌شود مواجهه الهی داشت و در خدمت بشر بود یا مواجهه شیطانی برای قتل‌عام و سلطه بر بشر داشت. فیزیک و شیمی‌اش هم غیرایدئولوژیک نیست. چه برسد به علوم انسانی و از جمله علوم سیاسی.

وقتی که بگویی ارزش‌ها و غایات در زندگی سیاسی چیست، بعد می‌توانی ادعا کنی از با این معیار بهترین شکل حکومت کدام است؟ و الا بر چه اساسی می‌گویی حکومت خوب، حکومت بد؟ این به لحاظ نظری.

به لحاظ عملی هم من چند مثال برای شما بزنم که روشن بشود کلاه‌برداری‌ها کجاست. درست آن چیزی که می‌گویند، خلاف آن را عمل می‌کنند. غیر از این که حرف آن به لحاظ تئوریک غلط است، به لحاظ عملی هم خلاف آن عمل می‌کنند و آن‌ها منافقانه عمل می‌کنند اینجا یک عده‌ای باز می‌گویند نه. آن‌ها منظورشان درست بوده است. آن‌ها راست گفتند. تفکیک جمهوری‌خواه از دموکرات، تفکیک اوباما از ترامپ، تفکیک آمریکا از اروپا، خود آن‌ها به این تفکیک‌ها قائل نیستند و می‌گویند ما تفکیک‌پذیر نیستیم ما یکی هستیم ولی باز شما می‌گویید ما تفکیک می‌کنیم. این‌قدر آدم حسن نیت، حسن ظن به دشمن دارد؟ این همان است که «أَلَمْ نَفْتَحْ لَکُمْ»؟ بعد این‌طرف چه می‌شود؟ یک ‌مرتبه لحن‌ها انقلابی است. من می‌خواهم صحبت‌های بعضی از مسئولین جمهوری اسلامی را این آرشیو و روزنامه‌هایشان را کنار هم بگذارند. نگویند این‌ها را هر دو را مثلاً یک افرادی گفتند. بگویند این دو چه‌جوری با هم جمع می‌شوند؟ برای دولت الان هم نیست. در طول این چهل سال ما کسانی را در حکومت داشتیم الان هم داریم، قبلاً هم داشتیم که همین‌طوری بودند.

شما ببینید همین قضیه برجام، دقیقاً قبل از انتخابات ریاست جمهوری که دعوا سر این بود که برجام یا نه؟ یک معیاری که گفتند در انتخابات و رأی اثر دارد، این است، انتخابات، دوره اول تمام شده است. نتایج به دست نیامده آن روشن شده است! نزدیک انتخابات، رسماً سنای آمریکا چندتا طرح تحریمی دیگر پشت سر هم ردیف کرد که رسماً نقض برجام بود. بعد یک ماه و نیم به انتخابات، اعلام کردند که اگر الان تحریم اعلام کنیم، ممکن است جریان‌های مثلاً حالا به ادعای آن‌ها ضدآمریکایی رأی بیاورند. یعنی مردم بگویند چهار سال گذشت، این چه شد؟ باز دوباره هی تحریم‌های جدید دارد تصویب می‌شود. گفتند فعلاً یک ماه و نیم دست نگه دارید با این که همان موقع تصویب شده بود. گفتند صدای آن را در نیاورید، ادامه ندهید، بگذارید انتخابات تمام بشود، بعد این تحریم‌ها را می‌کنیم. این را گفتند! همین الان در آرشیو روزنامه‌های خودمان هم هست. گفتند یک ماه و نیم به انتخابات است فعلاً صدای آن را در نیاوریم، از دستور کار سنا موقتاً تا انتخابات ایران بیرون بیاوریم انتخابات که شد، تحریم‌ها را همان روزها دوباره سنا کل آن را تصویب کرد. یعنی آن‌ها حیا نمی‌کنند. این اولین هدیه سنای آمریکا بود. گفت حالا بگیر فعلاً این را داشته باش تا باز تحریم بعدی چند هفته بعد.

می‌دانید از بعد از برجام هیچ تحریمی کمتر نشد، تحریم‌ها بیشتر شده است؟ تحریم‌های بیشتری تصویب شد. می‌دانید بیشترین تحریم‌ها در بعد از انقلاب در کدام دوره‌ها شده است؟ در دوره‌هایی که دولت‌هایی از ما آمدند چراغ سبز به این‌ها دادند. آنجاها تحریم‌های سنگین‌تر بیشتر شد. ایدئولوژی نمی‌خواهیم. واقع‌بینی تجربی، منافع ملی. طبق این برجام، آمریکا حق نداشت بعد از برجام هیچ تحریم جدیدی را علیه ایران تصویب کند. ممنوع بود دیگر. زمان خود اوباما مصوبات بیشتر شد.

دیروز دیدم جان‌کری توییت کرده است که به ترامپ گفته، نگفته که رویاروی ایران نشوید و برخورد نکنید. گفته پیامدهای رویارویی بدون مذاکره را مدنظر داشته باشید. یعنی از یک طرف مذاکره‌ای در کار نیست، قطع شده است، هی دارید فشار زیاد می‌کنید. فشار را زیاد کنید ولی با مذاکره. مذاکره هم باشد. این فرق اوباما با ترامپ است. در هر دو دوره، فشار، فشار است او می‌گوید همین‌طور که فشار می‌آوریم با همدیگر حرف هم بزنیم. این می‌گوید نه دیگر فقط فشار می‌آوریم، با هم حرف نمی‌زنیم. این فرق‌شان است. این می‌گوید آقا فشار داری می‌آوری، حرف هم بزن. چون این‌ها که فشارپذیر هستند. شما هر چه فشار بدهی، این‌ها فشارپذیر هستند، این‌ها عقب می‌روند. ولی حرف هم بزن. - عین عبارت آن است- در همین دورانی که ایران گفت که بیاییم برجام و هر چه شما بگویید همه جا را بازرسی کنید و از این کارها، در همین دوران، سازمان سیا رسماً اعلام کرد اتاق ایران، این بخش مربوط به ایران که می‌دانید الان سازمان سیا آمریکا رسماً اعلام کرد یک) بزرگ و وسیع‌ترین بخش پنتاگون و سیا، بخش مربوط به ایران است، روسیه، چین. این سه تا، می‌گوید بزرگ‌ترین بودجه و کارشناسی و وقت ما دارد صرف این‌ها می‌شود. یعنی وسیع‌ترین کار اطلاعاتی و جاسوسی امنیتی.

یکی از مقامات وزارت خارجه آمریکا رسماً اعلام کرد که سیاست ما در مورد ایران، تغییر رفتار ایران نیست، تغییر رژیم ایران است. در حالی که این‌ها در صحبت‌های رسمی‌شان می‌گفتند ما دنبال براندازی نیستیم. الان دیگه صریح این را می‌گویند. می‌گویند ما از اول هم دنبال براندازی بودیم. منتهی همه پروژه‌ها شکست خورده بود، می‌گفتیم ما دنبال براندازی رژیم نیستیم، دنبال تغییر رفتار ملت ایران هستیم. در حالی که سیاست، سیاست تغییر نظام است.

این شخصی که گفتند این اواخر او را مسئول ایران گذاشتند، یک کسی است که به او آیت‌الله می‌گویند. به نام "مایکل دندریا" می‌گویند نماز می‌خواند. از این پدر سوخته‌هایی که معلوم نیست کیست. مسئول کل ترورهای آمریکا در خارج از کشور در سیا است. این‌هایی که با هواپیماهای بدون سرنشین جاهای مختلف می‌زنند، هزار ترور در این ده سال زیر نظر این آدم در کشورهای منطقه در یمن، عراق، سوریه، افغانستان، لبنان. کمپین ضربتی هواپیماهای بدون سرنشین انجام شده است.

خودش آمار گزارش داد که ما تا حالا هزاران پیکارجو را کشتیم، بینشان هم صدها حداقل غیرنظامی بودند. این الان رئیس عملیات ایران در سیا است. زیر نظر این پمپئو که رئیس سیا و بعد وزیر خارجه آمریکا و این‌هاست، از چهره‌های اصلی ضد انقلاب. این می‌گوید که ایرانی‌ها استاد تقلب هستند. در واشنگتن‌پست یک مقاله نوشتند گفتند پرنسس سیاه‌پوش یا نمی‌دانم شوالیه چی، از این اسم‌های سینمایی که می‌گذارند. می‌گوید سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، این‌هایی که می‌گویند آمریکا قبلاً این‌جوری بوده، زمان شاه بوده، کودتای ۲۸ مرداد بوده، بعداً دیگه خوب شده، دهه ۶۰ این‌جوری بوده است. دیگر اسناد لانه گذشت، آن برای قبل بوده، آمریکا عوض شده است. کجا آمریکا عوض شده؟ آمریکا الان از آمریکای دهه ۶۰ زمان امام، وحشی‌تر شده است. آمریکا زمان امام(ره) به کدام کشور اسلامی حمله کرد؟ یک بار نیروهایش را به لبنان برد که بچه‌های انقلاب اسلامی دو عملیات کردند، دو سه عملیات علیه آمریکایی‌ها؛ ۲۶۰-2۷۰ تا افسر و سرباز آمریکایی را با یک عملیات استشهادی زدند. بچه‌های حزب‌الله حدود ۱۰۰ تا هم کماندوی فرانسوی را با یک عملیات استشهادی دیگر زدند. و یک عملیات هم علیه اسرائیلی‌ها استشهادی کردند. با سه - چهارتا شهید، ۷۰۰-۸۰۰ افسر آمریکایی و فرانسوی و انگلیسی و ایتالیایی و اسرائیلی را زدند، کل ارتش آمریکا و ناتو از لبنان در رفت. تخلیه کرد رفت. این چه زمانی بوده؟ سال ۶۰ بوده است. الان که در همین چند سال به چهار کشور اسلامی حمله کردند، دوتا کشور اسلامی را رسماً اشغال کردند. الان آمریکا از زمان امام(ره) آدم‌تر است؟ اهلی‌تر است یا وحشی‌تر است؟ رفتار او بهتر شده است یا بدتر شده است؟ بله آمریکا از آن موقع ضعیف‌تر و شکننده‌تر شده است و خیلی بی‌آبروتر و منفور شده است. آن زمان فقط در ایران پرچم آمریکا را آتش می‌زدند، الان در بیش از ۱۰۰ کشور جهان پرچم آمریکا را آتش می‌زنند. حتی در خود آمریکا پرچم آمریکا را آتش می‌زنند. یعنی ملت آمریکا هم می‌گویند این پرچم، نماد ملت آمریکا نیست، نماد حاکمیت آمریکاست و الا چرا در آمریکا پرچم آمریکا را، هر طرفداران دو حزب در انتخابات ریاست جمهوری اخیر آمریکا در خیابان‌ها آتش زدند فیلم‌هایش هم هست. آمریکا بی‌آبرو شده است، مشروعیت ظاهری‌اش را هم از دست داده است، اما وحشی‌تر شده است. علناً هیچ مرزی را رعایت نمی‌کند. قبلاً یک کاری یا یک جنایتی می‌خواست بکند، یک استدلال ظاهراً حقوقی و قانونی و این‌ها می‌آورد. با کمونیسم داریم چه کار می‌کنیم، با تروریسم چه کار می‌کنیم و... الان که دیگر اصلاً کاری ندارد. می‌گوید ما می‌خواهیم براندازی کنیم، همین است. ترامپ شماره موبایلش را در رسانه‌ها اعلام کرد و گفت تمام رؤسای جمهور و شاه‌ها با من تماس بگیرند. یعنی رسماً تحقیر می‌کند. توهین می‌کند. به این رژیم‌های وابسته گفت دیکتاتورها، نوکرها، نمی‌دانم فلان، باید هزینه ماندن‌تان را بپردازید. آمریکا تا حالا شما را نگه داشته است، از این به بعد باید پولش را خودتان بدهید. البته آمریکا آن‌ها را برای خودش نگه داشته بود نه برای آن‌ها. چون این‌ها را می‌دوشیدی. الان هم به عربستان، کجا، کجا، می‌گوید باید پول بدهی. گستاخ‌تر، وحشی‌تر، بی‌ادب‌تر، گرچه ضعیف‌تر. این‌هایی که می‌گویند آمریکا عوض شده است، آن زمانی که امام گفته این‌ها گرگ بودند، گذشت. این‌ها گرگ‌تر شدند. بر چه اساسی می‌گویید تغییر کردند؟

سازمان سیا، الان اعلام کرد که آقا پیچیده‌ترین سازمان‌دهی در حوزه بین‌الملل را با مأموریت گردآوری و تحلیل اطلاعات، ما در مورد ایران تشکیل دادیم و این کار فقط قبلاً در مورد کمونیسم و شوروی مشابه داشت. این ‌همه وقت و نیرو به خرج دادند. الان شبیه همان را ما در مورد ایران تشکیل دادیم. و صریح به شکل‌های مختلف می‌گوید هدف، براندازی است. - عین عبارت آن را من دارم عرض می‌کنم - مرکز مأموریت ایران برای تجمیع همه توانمندی‌های سیا و پنتاگون و متحدین ما در سراسر جهان، و انجام همکاری‌های جمعی از جمله عملیات‌های مخفی درون ایران در نهادهای حکومتی، در رسانه‌ها، در فضای مجازی، نفوذ در تشکیلات‌ها، دارد می‌گوید مأموریت‌های مخفی درون ایران. تحلیلگران، پرسنل عملیات، متخصصان از سراسر بخش‌های سیا الان در جهان گرد هم آمدیم، می‌گوید ما جزئی‌ترین اتفاقات داخل ایران را داریم رصد می‌کنیم. این نخست‌وزیر اسرائیل که در خود کشور خودش هزارتا مشکل آب دارند، چند وقت پیش آمد یک پارچ آب گذاشت و خورد و گفت می‌خواهیم مشکل آب مردم ایران را حل کنیم. به شما می‌گویم چه کار کنید. صحبت وزیر و معاون وزیر ما در یک صحبتی در یک روزنامه‌ای، یک چیزی گفته است، آن‌ها را برداشته یادداشت کرده است. آمده نخست‌وزیر اسرائیل صحبت یک وزیر، معاون وزیر ما در حوزه نمی‌دانم محیط زیست، آن را می‌خواند و به آن استناد می‌کند. این‌جور ریز! می‌گوید ما داریم پیگیری می‌کنیم. هر کس در ایران هر روز، صبح تا شب، هر اتفاقی می‌افتد، هر جریانی، هر شخصی، هر چیزی می‌گوید، هر کاری می‌کند، ما داریم رصد می‌کنیم، همه را کنار هم می‌چینیم، همین الان هزاران نفر دارند از ابعاد مختلف روی این‌ها کار می‌کنند. این حرفی است که خودشان یکی دو ماه پیش این حرف را زدند که سازمان سیا و پنتاگون در تمام عمرش فقط یک بار دیگر این‌جور متمرکز شده بود و آن هم راجع به شوروی و کمونیست‌ها بوده که نصف جهان را گرفته بودند و ارتش شوروی از ارتش آمریکا هم بزرگ‌تر بود. می‌گوید فقط آن سابقه نمونه داشت.

مسئول میز ایران، فردی که عماد مغنیه را ترور کرد، همین مایکل دی آندریا، فردی که ترور عماد مغنیه را طراحی کرد، افسر فوق‌العاده سیا، شاهزاده تاریکی! کسی که حمله به پناهگاه اسامه بن‌لادن را با کمک سرویس اطلاعاتی پاکستان برنامه‌ریزی کردند. نیویورک‌تایمز می‌گوید این آدم، مسئول بخش عملیات‌های سیا در حوزه ایران است، خودش صریح اعلام کرده است هدف ما همیشه براندازی بوده است. ایران همواره بخصوص در دهه‌های اخیر، دشوارترین هدف سیا بوده و هست. سیا به دلیل دسترسی محدود در داخل ایران به سرویس‌های اطلاعاتی دیگری در داخل ایران مرتبط شده است.

آنجا اسناد لانه را بروید بخوانید، آن موقع در ایران روزنامه‌هایی در ایران مثل بامداد، روزنامه آیندگان، این‌ها بود که یک وقتی امام(ره) گفت من دیگر روزنامه آیندگان را نمی‌خوانم، تحریم کرد که بعداً دیگه این‌ها ادامه پیدا کرد و امام دستور بستن آن‌ها را داد. بعداً در اسناد لانه درآمد که نوشته این‌ها پیش ما آمدند، بعضی‌های‌شان همان ساواکی‌های قبل بودند، بعضی‌هایشان هم چپ‌ها، ملی‌گراها بودند، گفتیم که داخل ایران روزنامه راه بیندازید. گفتند که پول؟ گفتم پول - سازمان سیا - در اسناد لانه هست. می‌گوید پول به شما می‌دهیم. بعد گفت نویسنده؟ گفت نویسنده هم به شما می‌دهیم. داخل ایران، خارج ایران. گفت چه تعداد روزنامه؟ گفتند این‌قدر روزنامه باید راه بیندازید. گفتم مقاله؟ گفت مقاله‌اش را هم ما تولید می‌کنیم به شما می‌دهیم! آن موقع، چهل سال پیش! الان نیستند؟ این‌ها در تمام دانشگاه‌های اصلی ما آدم داشتند. بروید اسناد لانه را بخوانید. گزارش روزبه‌روز که در این دانشکده، در فلان دانشگاه، چه اتفاقی امروز افتاد. هر روز به سفارت گزارش می‌رفت. چه جریان‌هایی فعال هستند؟ آدم‌هایشان چه کسانی هستند؟ توی استادها چه کسانی هستند؟ توی دانشجوها چه کسانی هستند؟ به کجا وصل هستند؟ تا قم و مشهد، در بیت فلان آخوند، بچه‌اش، دامادش، خودش، این را می‌شود علیه خمینی تحریک کرد. این‌ها بشوند مراجع و علمای به ‌حساب عقلا، متعادل، خمینی بشود افراطی! تا داخل حکومت. الان ندارند؟ بعد از چهل سال تجربه چنین چیزی می‌شود؟

یک مثال دیگر، قراردادهای بین‌الملل. حالا بحث برجام را اصلاً کنار بگذاریم. حالا این نمونه همین FATF که الان مطرح است، شما می‌دانید در خیلی از این قوانین بین‌الملل، معاهدات بین‌الملل، خود این‌ها امضا نکردند. آمریکا، اسرائیل، این‌ها مگر انرژی هسته‌ای را مگر امضا کردند؟ نه. هیچ چیزی که آن‌ها را شفاف کند یا تحت قانون بین‌الملل قرار بدهد، امضا نمی‌کنند. همین 2030 که مطرح بود، مگر آمریکا 2030 را امضا کرد؟ مگر فرانسه امضا کرد؟ نه. بعد اینجا یک عده گفتند عقل عمومی، وجدان بشری، حقوق بشر، جهان این‌ها را امضا کرده است. کدام جهان؟ جهان امضا کرده است! همین FATF که ده‌ها تعهد در آن است، بخشی از آن درست و مشروع و خوب است، بخشی از آن هم کاملاً خطرناک است، بخشی هم مشکوک و دوگانه و قابل سوءاستفاده است.

لیست تحریم‌های شورای امنیت؛ شورای امنیت یعنی همین چهار - پنج‌تایی که تمام جنگ‌های دنیا زیر سر این‌ها است، بمب اتم دارند. شما در گوگل بزنید، لیست ۲۲۳۱، می‌آید. افراد و نهادهای تحریمی قطعنامه ۲۲۳۱. بعضی اسم‌های آن ایرانی است. آدم‌های محترم، آدم‌های انقلابی. به ما دستور می‌دهد شما در خاک خودتان باید خودتان را تحریم کنید و به ما گزارش بدهید. که هیچ خدمت مالی و غیرمالی در سیستم شما به نهادهای مربوط به خود شما که در حوزه دفاع ملی و امنیت ملی درگیر هستند، نباید بدهید. این قطعنامه ۲۲۳۱ همان قطعنامه‌ای است که برجام را تأیید کرد و ایران همان موقع این قطعنامه را قبول کرد فقط یک بیانیه خودشان دادند که ما بخش موشکی آن را قبول نداریم. آن‌ها هم گفتند هر چه می‌خواهی برای خودت بیانیه بده! این را که امضاء کنی، امضا کردی. یعنی ایران همان موقع تعهد داد که ۶۰-۷۰ شخص و نهاد ما را رسماً خودمان پذیرفتیم، خودمان تحریم کنیم و گزارش آن را به آن‌ها بدهیم. 40تا استاندارد در آن آمده است. طبق یکی از آن‌ها باید همه کشورهایی که امضاء می‌کنند، که یک تعداد کشور مثل ما امضا کردند. خیلی‌ها امضا نکردند. خیلی از این غربی‌ها هم امضاء نکردند. این‌ها تعهد می‌دهند که قطعنامه‌های فصل 7 شورای امنیت که تحریم‌های مالی در آن هست، شما باید آن تحریم‌ها را در نظام بانکی داخل کشور خودتان به دست خودتان علیه خودتان باید اجرا کنید! می‌خواستند امضا بکنند و بعضی‌ها امضا کردند. حالا رفت مجلس، حالا شورای نگهبان رد کرده است باز نمی‌دانم ته آن چه می‌شود! البته ادعای آن‌ها این است که اگر امضا نکنیم، فشار می‌آورند. خب اگر امضا هم بکنی، فشار می‌آورند. منتهی با اجازه خودت فشار می‌آورند. آنجا بدون اجازه می‌کنند. اینجا با کمک خودت، با امکانات خودت توی سرت می‌زنند. می‌گویند خودت بزن در سر خودت. آنجا خودشان می‌زنند. حداکثر فرق آن این است. آن ‌وقت FATF غیرمستقیم می‌گوید باید از طرف ما نظام بانکی‌تان را طبق استانداردهای ما مدیریت کنید و به ما گزارش بدهید. و ما به شما می‌گوییم چه کسانی را تحریم کنید. چه کسانی را تحریم کنند؟ آن‌هایی که آمریکا دارد می‌گوید تحریم. اصلاً این‌ها این حرف‌هایی را که منافع ملی می‌گویند ریشه‌اش در همان مبانی‌ای است که عرض کردم. ریشه‌اش در این آیات قرآن است. حالا ایران گفت ما استاندارد شماره 7 را مثلاً قبول نکردیم حالا من نمی‌دانم واقعاً این‌ها در مذاکرات قبول کردند یا نکردند، ولی تعهد به این تحریم‌های داخلی از طرف خودمان این است.

برنامه اقدام، اکشن‌پلن، بین ایران و FATF بخش مهمی از آن اجرا شده و دارد اجرا می‌شود. در یکی دو بند آن، ایران رسماً می‌گوید هر کسی که در نظام بانکی ما کار می‌کند و ذی‌نفع است، با تمام اطلاعات ریز او و همه کسانی که با او کار می‌کنند، ما به شما گزارش می‌دهیم. حالا اسم‌هایشان را نماینده‌های مجلس آمدند گفتند. گفتند بین این‌ها مثلاً بعضی از مقامات دفاعی کشور مثل قاسم سلیمانی، این تیپ‌ها هم جزوشان هستند که این‌ها باید دقیق، شفاف هی گزارش بدهند که او الان کجاست، این‌ها کجا هستند، چه کار کردند و... ایران می‌گوید که نه، ما تابع آن‌ها نیستیم، ولی عملاً دارید امضا می‌دهید که اگر ما به حرفتان نکردیم، شما قانوناً حق دارید هر تحریم دیگری که می‌خواهید ما را انجام بدهید. الان لیست ۲۰۰ نهاد و فرد به ما داده شده است که این‌ها باید از طرف ما انجام بدهند. لیست SDN. اس‌دی‌ان لیست که اصلاً رسمی است. ببینید، من نمی‌خواهم الان بگویم راجع به FATF صحبت کنم. این‌ها منافع و مضار آن را خودشان ببینند و تصمیم بگیرند.

می‌خواهم نوع نگاه را عرض کنم که همه چیز را از چه زاویه‌ای می‌ببینیم، به کدام طرف غش می‌کنیم؟ این یک خطری است که ادامه دارد. در حالی که طرف مقابل، من فقط یک مثال بزنم، این قرارداد پاریس را که همه شما شنیدید، این قرارداد و موافقت‌نامه پاریس که دو- سه سال پیش اوباما امضا کرد و اعلام کرد این یکی از سندهای رهبری آمریکا بر جهان است. ظاهر قرارداد پاریس بحث تغییرات اقلیمی است. اصلاً ظاهر آن یک چیزی است که نه به سیاست نه به ایدئولوژی، به هیچ چیزی ربطی ندارد. تغییرات اقلیمی است. اوباما گفت که یکی از چیزهایی که آمریکا هم امضا کرد، پیشنهاددهنده‌اش هم بود. گفت ببینید این قرارداد بین‌المللی شد و همه دارند امضاء می‌کنند، این یکی از نمادهایی است که ببینید آمریکا ما رهبر جهان هستیم، ما برای دنیا تصمیم می‌گیریم. ایران هم رفت و موافقت‌نامه پاریس را هم امضا کردند و ملحق شدند! بعد چه اتفاقی افتاده است؟ اولاً ظاهر آن محیط‌زیستی است. اقلیم و این‌هاست. اما همین توافق‌نامه، بحث اقتصادی هست، بحث‌های حقوقی-قضایی است، بحث سیاسی است، بحث نظامی است، مسئله بهداشت، صنعت، انرژی، بحث تعریف حقوق بشر، بحث خانواده، تحت پوشش حقوق زن و...، همه این بحث‌ها در این تغییرات اقلیمی هست. مثل 2030 که ظاهر آن نظام آموزش ‌و پرورش بود. هفت جلسه توضیح دادم. اغلب مقامات رسمی ما که از 2030 دفاع می‌کردند، این را دقیق نخوانده بودند! این‌هایی که دفاع می‌کردند، من از بعضی از این‌ها پرسیدم شما اصلاً این را خواندید دارید این‌جور محکم دفاع می‌کنید؟ نه.

همین برجام را اغلب این‌هایی که هی مطلق دفاع کردند، خودشان نخواندند. نمی‌دانند در آن چیست. این توافق‌نامه فرانسه-پاریس را این‌هایی که حرف آن را زدند، دقیق نخواندند. نکات محیط‌زیستی و حرف‌های حساب عجیب غریب در آن هست. آمریکا خودش آمد بیرون. رسماً خود آمریکا که گفت این سند رهبری ما بر جهان است، خود رئیس‌جمهور آمریکا آمد گفت این برای آمریکا هزینه‌بر است. باعث می‌شود کارگرها و مالیات‌دهنده‌های آمریکایی هزینه‌هایی را متحمل بشوند، بعضی مشاغل از دست می‌رود، دستمزدها کم می‌شود، یکسری کارخانه‌هایمان اگر ما تابع توافق‌نامه پاریس باشیم، تعطیل می‌شوند، تولید اقتصاد آمریکا ضعیف می‌شود. و گفتند چون ما بعد از این که امضاء کردیم و خودمان گفتیم، بقیه بعد از ما آمدند، حالا بررسی کردیم، دیدیم اگر تابع توافق‌نامه پاریس باشیم تا سال 2025، دو و نیم میلیون شغل را در آمریکا از دست می‌دهیم. لذا ما زیر امضایمان می‌زنیم! رسماً از توافق‌نامه فرانسه-پاریس بیرون آمد. این دوگانگی! آن‌ها به هیچ قوانین بین‌المللی که برای ما می‌گویند، خودشان پابند نیستند. چرا شما این‌قدر کاسه داغ‌تر از آش هستید؟

همین دعوای آمریکا و روسیه که راه افتاد، در جنجال‌های آی فلان. شما می‌دانید خود ترامپ و دامادش در روسیه این‌ها سرمایه‌گذاری مالی و پولی داشتند و دارند. جداگانه علناً در تریبون‌ها فحش می‌دهند، در باطن دنبال منافع خودشان هستند. دنبال کارهای تجاری‌شان هستند. مخصوصاً این که سرمایه‌دار است. این جایی که محل اسکان اوست، این می‌توانست برود در کاخ ریاست جمهوری، می‌توانست جای دیگری باشد. خودش گفت که من می‌خواهم در این خانه خودم، کاخ خودم باشم، بیایید از خودم اینجا را برای خودم اجاره کنید! یعنی این‌قدر پول... رئیس‌جمهور آمریکا با ملت آمریکا کاسبی می‌کند. می‌گوید بیایید همین خانه خودم را چند میلیون از خودم اجاره کنید که باز یک چیزی توی جیب خودش برود!

این کیف رئیس‌جمهور آمریکا که شاسی بمب اتم و نمایش و ادا و اصول. ولی خب همیشه باید همراه رئیس‌جمهور یا تیمی امنی باشد و خانه امنی و فلان. آنجا را هم گفته خودم یک جایی یک چیزی دارم بیایید آن را اجاره کنید، این را هم آنجا بگذارید! یعنی از اجاره خانه این‌ها هم نمی‌گذرد. بعد این‌ها به فکر سرنوشت ملت‌ها و منافع دیگران هستند؟

چند وقت پیش یکی از وکلای حقوق‌دانان هلند گفته بود ما در هلند زندان‌هایمان را تعطیل می‌کنیم. آمریکا زندان‌هایش شلوغ‌ترین زندان‌های جهان است. بیشترین تعداد زندانی جهان را دارد. آمریکا اعلام کرد که اولاً فقط ما که نیستیم، روسیه هم همین‌طور است. فقط آمریکا نیست که مثلاً این‌همه مشکل دارد. ثانیاً هلند گفت ما زندان‌هایمان خالی شده، از بلژیک می‌خواهیم زندانی بپذیریم. زندان‌هایمان را به بلژیک اجاره بدهیم. آمریکایی‌ها گفتند که شما به دلیل این که قانون ندارید، زندان ندارید. نه این که جرم آنجا اتفاق نمی‌افتد. کل کشورتان به‌ اندازه یک شهرستان کوچک ماست و این‌جوری! تا حالا این‌جور دیده بودید؟

خب عربستان الان 80 سال است دارد اقتصاد آمریکا و انگلیس و سرمایه‌دارها را تضمین و تأمین می‌کند. 80 سال است اقتصاد آن‌ها روی دوش این‌هاست. عربستان سعودی جداگانه به همه آن‌ها رشوه می‌دهند! ولی تا حالا این‌جور تحقیر دیده بودید؟ خود آمریکایی‌ها اعلام کردند هیچ کشور عربی و هیچ کشور غربی واقعاً هیچ کمکی، هی شعار فلسطین، لبنان، اسرائیل می‌دهند، حکومت‌ها هیچ کمکی علیه اسرائیل به لبنان و فلسطین نکردند چون حکومت‌های عربی با اسرائیل ارتباط دارند، حکومت‌های غربی هم پشت اسرائیل هستند. بعد از او پرسیدند که عربستان؟ گفت حامی اسرائیل در منطقه است. گفتند در بحرین این جنایت‌ها را کرد؟ گفت عیب ندارد، ما به اقتصاد کشورمان داریم فکر می‌کنیم.

بیانیه‌ای که این اجلاس سران عرب و آمریکا همین دو- سه هفته پیش دادند، شما می‌دانید به اسم سران عرب بیانیه منتشر شد، بعد خبرنگارها رفته بودند پرسیدند، نود درصد سران عرب اصلاً از این بیانیه اطلاعی نداشتند. به ایشان گفتند بیانیه شما دادید، خودتان خبر ندارید امضا می‌کنید؟ این‌جور تحقیرشان می‌کنند.

ترکی‌فیصل به آمریکا اعلام کرد که ما با تمام قوای خود در کنار شما هستیم به شرطی که جفت‌مان از شر ایران خلاص بشویم. مشکل اصلی همه ما ایران است. و بعد هم گفت ایران ضد دموکراسی است. انتخابات ایران هم مهم نیست. همه در غرب هم همه جنایتکارها با انتخابات آمدند، انتخابات مهم نیست. بعد سیدحسن نصرالله جواب داد گفت که ایران که بعد از انقلاب سالی یک بار دارد انتخابات برگزار می‌کند. قبل از انقلاب بله ایران هم مثل عربستان بود. اما الان اگر به یک شهروند عربستان یک صندوق رأی بدهید، نمی‌داند با آن چه کار کند. نمی‌داند این جعبه تخم‌مرغ است، باید بالایش بنشیند، چه کار باید بکند! آن وقت طرفدار دموکراسی و صلح منطقه شده؟!

بعد هم همین ماه رمضان، ترامپ بیانیه داد تبریک گفت به کل مسلمان‌ها، پیامش به جهان اسلام این بود: ماه رمضان را فرصتی برای پایان دادن به خشونت قرار دهید. ایشون توصیه اخلاقی به مسلمین فرمودند که از این موقعیت استفاده کنید برای این که صلح به وجود بیارید. این غرب است.

این خاشقجی را که در سفارت تکه‌تکه‌اش کردند، در همین ایام دیدید رئیس‌جمهور آمریکا آمد گفت... برای این که یک مقداری آمریکاشناسی شما بیشتر شود این که بعضی‌ها می‌گویند برای چه 40 سال است مرگ بر آمریکا می‌گویید؟ پیش چشم شما این نمونه‌های مفتضحی دارد اتفاق می‌افتد. دیدید اول آمریکا محکم و سفت زد. من همان موقع به دوستان گفتم باز می‌خواهد یک چند ده میلیاردی بگیرد. انگلیس، آمریکا سفت زدند باید بررسی بشود. فرانسه گفت، کی گفت، اتحادیه اروپا گفت باید بررسی بشود. فقط این نبوده است، دوتا دختر عربستان هم در آمریکا اخیراً، همین روزها خودکشی کردند، دو تایی آن‌ها را بهم پیچاندند، در رودخانه انداختند باید این هم معلوم بشود، پیگیری بشود. این‌همه جنایت در یمن کرده است، در بحرین کرده است، چهارصد و خورده‌ای حاجی ایرانی و غیر ایرانی را در خیابان‌های مکه کشتار کرد، این‌ها هیچ‌کدام مسئله‌ای نبود. خاشقجی آنجا مسئله مهم شد.

شما ببینید لحن این‌ها چه‌قدر هی روزبه‌روز عوض شد. آمریکا گفت که بله این کار را کردند، کار بی‌ادبی بدی هم بوده است ولی خب بالاخره متحدین ما هستند و ما آنجا منافع اقتصادی داریم. من نه این که از غرب‌شناسی بحث می‌کنم همه‌اش فکر می‌کنم بحث‌های فلسفی و حقوقی و حقوق بشری است، غرب واقعی این است. آن غرب‌شناسی تئوریک، مشکلات خودش را دارد، اشکالات خودش را دارد. این غرب‌شناسی عینی را نگاه کنید.

در قطیف چه جنایت‌هایی کردند. در سوریه و عراق این ‌همه جنایت و آدم‌کشی زیر سر این‌ها بود. و انواع و اقسام تحقیرات. فقط هم این‌ها نیستند. یک نمونه هم از انگلیسی‌ها عرض بکنم. در همین قضایای یمن، انگلستان چقدر سلاح داد؟ این اطلاع را اخیراً "سام‌والتون" عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل داد. این گزارش رسمی است. شش هزار انگلیسی دائم هواپیماها و نیروی هوایی عربستان و امارات را هر روز فقط برای بمباران یمن حمایت لجستیکی و مدیریت می‌کنند. کل ارتش‌های این‌ها در بمباران یمن زیر نظر ۲۵۰ ژنرال رسمی ارتش انگلیس است. خلبان خیلی از این هواپیماها آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی و اسرائیلی است. آمریکا، انگلیس، فرانسه یک‌ مرتبه گفتند باید قضیه یمن تمام بشود. حالا چه شده است؟ آبروریزی به حد رسیده است؟ یا فروش اسلحه برای یمن دیگر تمام شده است؟ انگلیس اعلام کرد ما نزدیک 30 هزار مظنون افراطی تروریست اسلامی فقط در انگلیس داریم. چرا؟ چون همین‌ها بودند که زیر نظر خود دولت انگلیس با کمک این‌ها به سوریه و عراق و داعش رفتند و حالا برگشتند. این آماری است که خودشان اعلام می‌کنند. می‌گوید ما نزدیک 23 تا 30 هزار افراطی بالقوه در انگلیس داریم که تاریخ مصرف آن‌ها در عراق و سوریه تمام شده است برگشتند انگلیس، ممکن است حالا بالاخره فیل‌شان یاد هندوستان بکند، اینجا یک کارهایی بکنند!

خبر تروریسم سوریه، عراق، کشتارهای یمن در پارلمان انگلیس اعلام می‌شود. دقت کنید این‌ها در پارلمان‌های رسمی‌شان است. اعلام می‌کند نظرسنجی انتخابات کردیم، حزب محافظه‌کار این‌قدر رأی دارد، حزب کارگر این‌قدر است. بحث تروریسم است. بعد رهبر حزب محافظه‌کار که جنایتکار علنی هستند. رهبر حزب کارگر می‌گوید که خب حالا درست است که آن کشتارها شده است ولی ما اگر بخواهیم برای مسئله یمن و بحرین اعتراض بکنیم اینجا یک تعداد کارخانه‌ها و کارگرهای ما تعطیل و بیکار می‌شوند. به اقتصاد انگلیس ممکن است ضربه بخورد. لذا عیب ندارد بگذارید بکشند!

سر قضیه برجام، این‌ها حقوق بشر و اومانیسم! اومانیسم این‌ها است. سر قضیه برجام، انگلیس رسماً الان اعلام می‌کند می‌گوید درست است که اصل برجام بین ایران و آمریکا بود ولی الآن آمریکا رفته است. آن طرف به تعهداتش عمل نمی‌کند ولی این دلیل نمی‌شود که ایران به تعهداتش عمل نکند. شما عمل کنید. مثل طرف در صف گوشت ایستاده بود، بعد گوشت تمام شده بود، مردم داشتند می‌رفتند. گفت آقا چرا صف را بهم می‌زنید؟ گفت گوشت تمام شده است. گفت خب گوشت تمام شده، صف را چرا به هم می‌زنید؟! می‌گوید آمریکا رفته پی کارش و به تعهداتش عمل نمی‌کند، ولی این دلیل نمی‌شود که ایران به تعهداتش عمل نکند! ببینید چه‌قدر پررو و وقیح هستند.

آن وقت اینجا یک عده مقاله نوشتند بله دیپلماسی علمی و بین‌الملل همین است. دیدید ثابت شد آمریکا بی‌ادب است؟ مسئولین ما این را می‌گویند که ما کاپ اخلاق را بردیم! دیدید کسانی که در مسابقه‌ها شکست می‌خورند هر تیمی، مثلاً در فوتبال‌ها، می‌گویند عوضش کاپ اخلاق را بردیم! نه آقاجان کاپ اخلاق را نبردید، بازی را باختی، کار دیگری نمی‌توانی بکنی! حالا این‌ها الان در قضیه برجام، مسئولین ما می‌گویند درست است که آن حرفی که زدیم نشد. درست است که تحریم‌ها بیشتر شد، درست است که چرخ سانتریفیوژ و چرخ اقتصاد هر دویش نشد. درست است که آمریکا دروغ گفت. درست است که شما از اول گفته بودید آمریکا دروغ می‌گوید ما گفتیم نه. درست است که فلان و... ولی الان از نظر اخلاقی ما کاپ را بردیم. همه دنیا فهمیدند ما چه‌قدر باادب هستیم. آقاجان! این‌همه منافع ملت را به باد دادید. میلیاردها میلیارد منافع ملی، پول ملت کجا رفت؟ تحقیر این ملت ایران و پرچم ایران چی؟ نه دیگر کاپ اخلاق را بردیم! صف را بهم نزن!

و آخرین مثال، بحث جمعیت. این که می‌گویم غرب یک چیزی می‌گوید خودش درست خلاف آن را عمل می‌کند ولی اینجا یک عده‌ای پی آن را می‌گیرند. این‌ها ول‌کن‌نیستند. او ول کرده ولی این‌ها ول‌کن نیستند. می‌گویند گوشت تمام شده، چرا صف را بهم می‌زنید؟ ما به تعهداتمان عمل نمی‌کنیم، شما چرا عمل نمی‌کنید؟ آقا تعهد دوطرفه است.

آخرین مثال، سر شبکه‌های اجتماعی. اینجا هی تبلیغ می‌شود و می‌شد که شبکه اجتماعی، آزادی اندیشه، همه کس هر چیزی را بگویند! مسائل بی‌ناموسی، شبکه‌های مواد مخدر، ترویج مفاسد جنسی، آبروریزی افراد، تهمت، دروغ و... این‌ها هیچی. در این فضای مجازی هر چیزی می‌شود گفت. هر چیزی راجع به هر کس به دهانت آمد بگو. اصلاً مالیات که ندارد! خودشان چه کار می‌کنند؟ این را دقت کنید. این را که برایتان عرض می‌کنم اتحادیه اروپا رسماً ابلاغ کرده است. می‌گوید فضای مجازی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی چون بر تار و پود زندگی مردم نفوذ کردند، ما مشغول وضع قوانین هستیم و نظارت بر اینترنت و این قوانین، مصوب اتحادیه اروپاست که همه کشورها و همه ایالت‌ها و همه شهرها در کل اروپا این را بومی‌سازی کردند و مسئول اجرای آن هستند از طریق رگولاتورها و سازمان‌های تنظیم‌گری که همه باید به اتحادیه اروپا پاسخگو باشند. دقت می‌کنید؟ می‌گوید در هر ده ثانیه در شبکه‌های اجتماعی دارد نزدیک پنجاه هزار توئیت و بیش از ده هزار از انواع و اقسام عکس در اینستاگرام دارد می‌آید! از عکسی که اصلاً کل آن جعلی است، شما را در زمان و مکانی نشان می‌دهد که نیستید و چیزی را به زبان شما می‌گوید که نگفتید. با صدای شما، دهان شما، تصویر شما دارد می‌گوید در حالی که کل آن دروغ و جعلی است. - این‌هایی که می‌گویم مصوب اتحادیه اروپا و قوانین آن‌هاست - می‌گوید برای حفاظت از حقوق کاربران شبکه‌های اجتماعی بخصوص جوانان، تمام مجلس‌های اتحادیه اروپا باید تصویب کنند، بعضی‌ها هم تصویب کردند. از جمله در آلمان. جرائم حوزه‌های محتوای شبکه‌های اجتماعی تعیین شده است. دروغ، تهمت، جعل خبر، نفرت‌پراکنی، اقدام علیه نظم و امنیت، بهم زدن وحدت اجتماعی، همه جرم تعریف می‌شود. هر شبکه اجتماعی، فیس‌بوک، توییتر، یوتیوب یا شبکه‌های اطلاع‌رسان پرمخاطب، به همه این‌ها تذکر دادیم و مهلت می‌دهیم برای حذف این مطالب و عذرخواهی و جبران، و باز هم جریمه دارند. آنچه با محتوا مربوط می‌شود دقیقاً برای همه شفاف‌سازی شده است. منتها خط قرمزهای آن‌ها با ما فرق دارد. آن خط قرمزش منافع سرمایه‌داری و امنیت کشورشان است. ارزش‌های لیبرال-سرمایه‌داری و منافع آن‌هاست. خط قرمز آن اخلاق و... این چیزها نیست. این‌ها جزو چیزهای عادی است. اسم آن را تخلف علیه کرامت انسانی می‌گذارد. می‌گوید آنچه متفاوت شده، گستردگی ابعاد رسانه‌های جدید است. باید دنبال راه‌حل‌های مناسب باشیم تا اثر بازدارنده عمومی و فراگیر ایجاد کنیم. یعنی برای همه روشن بشود که اینترنت دارای چارچوب حقوقی است. چارچوب حقوقی برای اینترنت، خلاف این تصور که اینجا در این کشورهای مثل ما می‌شود که فضای مجازی انگار در غرب به حال خودش رها شده است. اصلاً این‌طور نیست. خط قرمزها فرق می‌کند. ولی آن خط قرمزها دقیق رعایت می‌شود. افسارگسیخته نیست. اینجا افسارگسیخته و شیرتوی‌شیر است.

می‌گوید اگر مطالب دارای مسائل حقوقی باشد یا تخلفات قانونی باشد، بدیهی است که باید حذف بشود و مورد پیگرد قرار خواهد گرفت. پیگرد قانونی برای شبکه‌هایی که سازمان‌دهندگانش اغلب ممکن است در خارج از اروپا باشند. یعنی در آمریکا باشند. این موضوع مانع از کنترل محتوای این شبکه‌ها برای مصون ماندن کاربران بخصوص خانواده‌ها نمی‌شود زیرا اروپایی‌ها اعلام کردند، اتحادیه اروپا اعلام می‌کند: اروپا باید در تولید محتوای شبکه‌های اجتماعی همه جا سهم داشته باشد ولو مقر و پایگاه اصلی این شبکه‌ها در آمریکا باشد! یعنی اروپا گفته است آمریکا در شبکه‌های اجتماعی اروپایی را دارد مدیریت می‌کند چون بیشترین تولیدکننده اینترنت و فضای مجازی است و سلطان اینترنت است. ولیکن اتحادیه اروپا اعلام کرده است پس از این حتی شبکه‌هایی که از آمریکا مواد برای اروپا تولید می‌کنند باید حداقل تولید 30 درصد از محتوای این شبکه‌ها اروپایی باشد. و الا اجازه نمی‌دهیم در اروپا منتشر بشود.

بنابراین از تولیدکنندگان داخلی و اروپایی محتوا به ‌صورت مشوق‌های اقتصادی و غیره حمایت خواهیم کرد. این که می‌گویند رسماً دولت در اتحادیه اروپا می‌گوید ما از خودی‌ها حمایت می‌کنیم تا در فضای مجازی با ارزش‌های ما تولید محتوا کنند و جلوی کسانی که قوانین ما را زیر پا می‌گذارند می‌گیریم. این را صریح می‌گویند، دارند هم اعمال می‌کنند. اینجا در ایران می‌گویند نه آقا این حرف‌ها خلاف چیز است. آن چیزی که شما می‌گویید این خلاف چیز است، آن رئیس چیزها خودش ضد چیز است. خودش این‌جوری دارد حرف می‌زند. کلاهتان را برمی‌دارند. سر جمعیت، چه‌قدر در گوش ما خواندند، هنوز هم دارند می‌خوانند. آی مواظب باشید یک وقت زیاد نشوید! مشکل ما زیادی جمعیت نیست. مشکل ما عدم مدیریت درست جمعیت و اقتصاد کشور است. و الا الان ابرقدرت‌های جهان، پرجمعیت‌ترین کشورهای جهان هستند. پرجمعیت‌ترین کشورهای جهان چه کسانی هستند؟ وسیع‌ترین و پرجمعیت‌ترین کشورهای جهان همین روسیه و چین و آمریکا و این‌ها هستند. جمعیت را باید درست مدیریت کنید. کشورها هر چه کوچک‌تر و هر چه کم‌جمعیت‌تر و هر چه پیرتر بشوند، به لحاظ تمدنی ضعیف‌تر و ضربه‌پذیرتر می‌شوند. این یک اصل علمی است که ثابت شده است. به ما و شما مرتب این حرف‌ها را می‌زنند که یک وقت زاد و ولد نکنید، یک وقت ازدواج نکنید یک وقت زیر ۱۸ سال ازدواج نکنید! اما از کودکستان و مدرسه ابتدایی روابط آن‌چنانی داشته باشی، عیب ندارد. در مدرسه ابتدایی لوازم ضدبارداری می‌گذارند. اما ازدواج نباید بکنی. بچه نیاوری یک وقت. اما خودشان چه کار می‌کنند؟

ایتالیا همین هفته اعلام کرد هر خانواده‌ای که سومین فرزندش را به دنیا بیاورد، زمین مجانی به او می‌دهیم. خودشان این‌جوری برخورد می‌کنند. دولت‌های اروپایی گرفتار بحران پیری و رشد منفی جمعیت هستند. تماماً سیاست‌ها و اقداماتشان، تبلیغات تلویزیونی‌شان، مدام دارد مزایای تشویقی می‌دهد که نرخ باروری بالا برود. می‌گوید جمعیت‌های ما دارند پیر و کم می‌شوند. جایزه می‌دهیم. این خبری که یورو نیوز داد. می‌گوید پیری جمعیت و رشد منفی یعنی نابودی تمدن غرب و ما داریم نابود می‌شویم. بزرگ‌ترین معضل ما در کل اتحادیه اروپا معضل جمعیتی است. از آلمان و ایتالیا و لهستان و شرق اروپا بگیرید تا غرب اروپا. این آمار همین ۲۰۱۷ میلادی است. رشد جمعیت می‌گوید در آلمان شده است شانزده صدم درصد. در مجارستان، بلغارستان، لهستان. ایتالیا که از، ایتالیا نوزده صدم درصد رشد جمعیت است. یعنی کمترین نرخ تولد در اروپا را می‌گوید الان ایتالیا اعلام خطر کردند دیگر که عرض کردم همین دو- سه روز پیش اعلام کردند هر خانواده‌ای که سومین فرزند خود را به دنیا بیاورد، ما زمین مجانی به او می‌دهیم. گفتند امسال در کل سال فقط چهارصد و بیست و خورده‌ای هزار بچه متولد شد. این‌جوری ما از بین می‌رویم. داریم به ‌سرعت پیر می‌شویم، نابود می‌شویم. شعارهای مهاجرستیز، ضدمهاجر، ضدساختار، طرح بودجه، به شکلی که به خانواده‌هایی که بچه بیاورند هدیه می‌دهیم. من عین عبارت را هم بخوانم، عرضم را ختم می‌کنم.

می‌گوید که با این تیر دو نشان می‌زنیم. وزیر کشاورزی ایتالیا اعلام کرد به دلیل کم بودن زاد و ولد و وزارت خانواده... حالا می‌دانید در خیلی از کشورهای غربی وزارت خانواده دارد تشکیل می‌شود. اینجا ما داریم به سمت غرب‌زدگی و فروپاشی خانواده می‌رویم، اما خود غرب فهمیده که به ‌اندازه کل اقتصاد کشور خانواده مهم است و وزارت خانواده درست کرده است. دیدید انگلستان وزارت تنهایی راه انداخت. انگلستان وزارتخانه‌ای به نام وزارت تنهایی و جامعه مدنی دارد. خودشان هم فهمیدند جامعه مدنی لیبرال، یعنی تنهایی انسان. وزارت تنهایی. گفت ما اصلاً به بُعد اخلاقی-دینی آن کاری نداریم. از بس همه تنها شدند، خانواده‌ها فروپاشیده، افسردگی، جرم، جنایت، بیماری‌های روحی-روانی، خسارت‌های سنگین اقتصادی به ما زده است. لذا وزیرش هم یک خانمی آمد گفت وزارت‌خونه می‌خواهیم ببینیم چه کار کنیم، دوباره بچه بزایید، چه کارتان کنیم؟ دوباره خانواده تشکیل بشوید. زن و مردها با هم ازدواج کنند. چه‌قدر جایزه به شما بدهیم که ازدواج کنید و قبل از سه سال از هم جدا نشوید. یک بچه به دنیا بیاورید اگر خودتان بچه را نگه دارید ما به شما سوبسید می‌دهیم. خرجی می‌دهیم، کمک می‌دهیم. اگر نه بالاخره دولت از شما او را تحویل می‌گیرد. داریم تمام می‌شویم!. این خود اروپاست. این غرب است. غرب‌زده‌های ما اینجا خط غرب را پیش بردند و می‌برند. هنوز دارند این حرف‌ها را می‌زنند.

این گفت ما این طرح، دو نشان را با یک تیر می‌زنیم. وزیر کشاورزی گفت هم زاد و ولد کم شده است، حتی روستاییان هم در اروپا مثل شهری‌ها شدند، بچه نمی‌آورند. لذا گفتیم به هر کدام زمین کشاورزی می‌دهیم و هم رشد منفی جمعیت کنترل بشود، بچه بیاورید، هم شرکت‌های کشاورزی تقویت بشوند. نیم میلیون هکتار زمین کشاورزی دولتی را می‌خواهیم بدهیم این زمین‌ها را فعال کنید. هم به نفع اقتصاد و کشاورزی کشور است، هم به نفع زاد و ولد کشور است. وزیر خانواده در ایتالیا اعلام کرد زوج‌هایی که ازدواج قانونی کرده باشند، چون می‌گوید هیچ ‌کس دیگر ازدواج قانونی نمی‌کند. هم‌باشی و ازدواج سفید و این حرف‌ها فقط هست. که این هم به نفع مرد است. می‌دانید زن‌ها می‌خواهند ازدواج کنند چون مرد است که در ازدواج تعهد می‌دهد. مردها از ازدواج فرار می‌کنند، زرنگ هستند. این ازدواج سفید و دوست‌دختر و این‌ها، این‌ها همه حُقه‌های مردانه برای فریب زن‌ها است. چون مرد می‌گوید که من استفاده‌ام را می‌کنم، هر وقت هم نخواستم یک اردنگی! برو پی کارت. ازدواج سفید است دیگه. روشنفکری است. دوست‌ دخترم هستی. دشمن‌ دختر که نخواستیم، دوست‌دختر خواستیم. تا الان دوست‌دخترم بودی، ولی از این به بعد دیگه دشمن‌دختر هستی. برو پی کارت. ازدواج یعنی مرد به زنش، به آن خانم تعهد می‌دهد. آن‌هایی هم که می‌خواهند موقتاً با هم باشند، نمی‌خواهند دائم باشند، آن‌ها هم باید ازدواج کنند. ازدواج موقت کن. تعهد می‌خواهی بدهی، باید تعهد بدهی. دائمی، دائمی. نمی‌خواهی تعهد موقت. در این تفکر تعهد نیست. مرد هیچ تعهدی به زن نمی‌دهد. زن مصرف می‌شود، بعد بچه‌دار می‌شود، مرد هم می‌زند به چاک. می‌گوید ازدواج سفید بود. تعهدی که من به تو ندادم. هر وقت بخواهم می‌روم. تو دوست‌دخترم بودی. من در برابر تو مسئولیتی ندارم. خب این به نفع مرد است. می‌گوید که ما یک مشکل دیگر هم داریم، ازدواج قانونی دیگر در اروپا ثبت نمی‌شود. فقط به کسانی که ازدواج قانونی کرده باشند ما زمین می‌دهیم و کسانی که قول بدهند تا ده سال طلاق نگیرند. اگر آن‌ها تعهد بدهند، غیر از زمین، چیزهای دیگری هم به آن‌ها می‌دهیم.

دولت لهستان صدها هزار یورو اعلام کرد. شعار ملی لهستان را گوش کنید: "مثل خرگوش بچه بیار". این شعار ملی این سال لهستان است. گفته از خرگوش‌ها باید یاد بگیرید دیدید چقدر تند تند بچه می‌آورند. عین عبارت آن است: مانند خرگوش زاد و ولد کنید، تولیدمثل مثل خرگوش. وزارت بهداشت‌شان ویدیوی تبلیغاتی ساخته است، راوی به دنیا آوردن تعداد زیادی فرزند. راوی این فیلم یک خرگوش است. می‌گوید که اگر می‌خواهید بچه بیاورید، هی می‌گویند چرا ما بچه نمی‌توانیم بیاوریم؟ می‌گوید اگر می‌خواهید بچه بیاورید، یکی سبک زندگی‌تان را سالم کنید، یکی هم استرس کم کنید. همه ما هر روز استرس داریم. یک کاری کنید زندگی برویم به سمت استرس کمتر تا بتوانیم بچه بیاوریم. این غرب است.

بعد سفارش غرب و غرب‌زده‌ها را به ما ببینید که چه می‌گویند. تازه دارند به ما می‌گویند سراغ سبک زندگی غربی برو. خودش دارد می‌گوید سبک زندگی غربی را ولش کن، برو سبک زندگی خرگوش. برو مثل خرگوش‌ها.

پارلمان دانمارک به مردها و زن‌ها اعلامیه رسمی می‌دهد مخصوصاً به مردها. گفته قبل از این که دیر بشود، بچه‌دار شوید. کمپین تشویق مردان و زنان جوان در جهت فرزندآوری. این در یورونیوز اعلام شده است. به مردان هشدار می‌دهد اگر برای پدر شدن به ‌موقع اقدام نکنید، اسپرم‌های شما پیر می‌شود، قدرت باروری نخواهد داشت. بعد یک ویدئویی است دولت دانمارک ساخته است، در تلویزیونش دارد مدام پخش می‌شود. ویدئو این است: یک سلول اسپرم پیر خسته، قهرمان این فیلم است. در حال کارزار، این اسپرم با واکر حرکت می‌کند. پیر شده است، سن پسر بالا رفته، دیر ازدواج کرده است، اسپرمش با واکر دارد می‌رود. بعد در فیلم از مردهای اروپایی می‌پرسد می‌گوید که آیا اسپرم شما نقش خودش را خوب ایفا می‌کند یا شما هم مثل من پیر شدید؟ بعد یک زن و شوهر جوان در تصویر می‌آیند، مرد می‌گوید که دوست دارم چند سال بعد، بعد از این که کل کارهایم تمام شد، بچه‌دار بشوم. بعد می‌رود با یک خانمی، خانم می‌گوید دوست دارم بعد از این که کل تحصیلاتم تمام شد، بچه‌دار بشوم. بعد این صدای اسپرم پیر به آن‌ها می‌گوید که هر دو شما غلط می‌کنید، غلط کردید. زودتر دست‌به‌کار شوید. این الان دارد این‌جوری پیام می‌دهد. می‌گوید دیگر کسی بچه نمی‌آورد. نه ازدواج قانونی می‌کند، نه تعهد می‌دهد، نه بچه می‌آورد. این کمپین گفته است از هر چهار مرد در دانمارک، در شمال اروپا، یک نفر مشکل کاهش کیفیت اسپرم دارد. یعنی بچه نمی‌آورد. مشکل بچه‌آوری دارد. وزارت محیط زیست می‌گوید زوج‌ها را باید به تولیدمثل تشویق کنیم و حاضر هستیم سوبسید بدهیم.

کمپین دیگر، در این کمپین، یک فیلمی که ساختند این است: با یک روح مواجه می‌شوند، به آن روح می‌گویند تو چرا مردی؟ چرا وارث نداری، بچه نداری؟ می‌گوید که الکل و سیگار. این دوتا باعث شد که من بچه نیاورم، نتوانستم بچه بیاورم. بعد پیش یک خانمی می‌رود، می‌گوید شما چرا بچه‌دار نمی‌شوید؟ خانم می‌گوید که می‌خواهم ادامه تحصیل بدهم. بچه که بیاورم، نمی‌توانم ادامه تحصیل بدهم! بعد این می‌گوید که این مشکل در پایتخت‌های اروپا بیشتر از شهرستان‌هاست و در شهرستان‌ها بیشتر از روستاهاست. متوسط سن پدر و مادر شدن به 35 تا 40 سال رسیده است که از همه میانگین‌ها بالاتر است.

من فقط این مثال‌های عینی را زدم که نگویید در بخش اول فقط بحث نظری کردم. در بخش عملی هم گفتم. عرضم را جمع بکنم.

نتیجه: بنده خواستم دوتا مطلب را خدمت رفقا عرض کنم: یک) در تئوری در حوزه علوم انسانی، علوم سیاسی که به دانشگاه و رشته‌های شما هم مربوط است، غرب هم غلط سخن گفته است، مبانی مشکل دارد، هم دروغ گفته است به ما و شما که این‌ها منافع ملی است، علم سیاست است، ربطی به ایدئولوژی ندارد، دانش از ارزش جداست. ارزش‌های مادی خودشان را بر این‌ها به اسم دانش کاملاً القاء و حاکم کردند.

در حوزه عمل هم نشان دادیم که مثال‌هایی زدم که آن‌چه که اعلام می‌کنند یک چیز است، آن‌چه که عمل می‌کنند چیز دیگری است. آن‌چه که برای خودشان می‌گویند یک چیز است، آن‌چه که برای ما می‌گویند یک چیز دیگر است. یعنی غرب یک مسیر را برای خودش می‌رود، به دست غرب‌زده‌ها درست عکس آن مسیر را برای ما می‌گویند. از مسئله جمعیت، مدیریت فضای مجازی، و... تا مسائل دیگر.

امیدوارم مثال‌هایی که در حوزه سیاست خارجی، پیمان‌های بین‌المللی زدم همه در راستای تأیید و اثبات ادعای بنده بوده باشد.

من عذر می‌خواهم که وقت شریف شما را گرفتم و بحث طولانی شد. لطف فرمودید. اگر نکته‌ای، سؤالی، چیزی هست بفرمایید، اگر نه عرضم را ختم کنم.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته


نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha